<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>    ملت        آزاد          نيوز  </title>
<link>http://mellateazad.blogfa.com/</link>
<description> آخرين اخبار و رويدادهاي ايران , خاورميانه و جهان در پايگاه خبري ملت آزاد  نيوز </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 19 Jun 2009 21:39:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://mellateazad.blogfa.com/post-1904.aspx</link>
<description>
&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;strong&gt;کاربران گرامی:&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بنا به توصیه مقام معظم رهبری مبنی بر حفظ وحدت و عدم ایجاد تنش در جامعه از ادامه نوشتن خاطرات واقعی *شهر آشوب*تا اطلاع ثانوی معذور می باشیم.   باتشکر &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;سردبیر&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 19 Jun 2009 21:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mellateazad&amp;postid=1904</comments>
<dc:creator>mellateazad</dc:creator>
<guid>http://mellateazad.blogfa.com/post-1904.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mellateazad.blogfa.com/post-1903.aspx</link>
<description>
&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;وقتی رفیقم که تازه اومده بود فهمید ما 2 تا به موسوی رای دادیم برگشت گفت بابا بچه ها که همه به موسوی رای دادن!!!!!گفتم زکی!!!!!!!همه احمدین ما فقط موسوی هستیم.دیگه حوصله بحث انتخاباتی نداشتیم.یه سری چرت می زدند.یه سری میخه اخبارو تلویزیون بودند.نزدیکای ساعت 3 الی 4 عصر دیگه شبکه خبر پایان تقریبی شمارش آرا رو اعلام کرد.وقتی گوینده ذوق زده خبر پیروزی احمدی نزاد را اعلام کرد همه با صدای بلند شروع کردن الله اکبر گفتن!!!!نمی دونم شاید آقای احمدی نزاد اسراییل را از بین برد؟!!!یا آمریکا را ضربه فنی کرد؟!!!!!یا شاید هم نرخ تورم را یه رقمی کرد که بچه ها با مشتهای گره کرده الله اکبر می گفتند..................&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 18 Jun 2009 22:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mellateazad&amp;postid=1903</comments>
<dc:creator>mellateazad</dc:creator>
<guid>http://mellateazad.blogfa.com/post-1903.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mellateazad.blogfa.com/post-1902.aspx</link>
<description>&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;هر قاشقی که بالا می رفتم حواسم به تلویزیون بود.نخیر اصلا آمار تکون نمی خورد.قبلا فکر می کردم احمدی اول بشه ولی نه با این اختلاف.حدسم رو دو مرحله ای شدن بود.ولی آمار احمدی یه 10 میلیونی با موسوی اختلاف داشت.دیگه کم کم بچه ها مطمین شده بودند که احمدی برده.بعضی هاشون شک داشتند و باید بهشون توضیح می دادیم که بابا احمدی 50+1 درصد آرا رو گرفته با این آمار.دیگه رییس جمهوره.رفیقم داغ کرده بود و هی زیر لبی به بچه ها متلگ می انداخت.اونم متوجه آمار غیره طبیعی تا حدودی شده بود.بعد ناهار بازم از انتخابات با هم صحبت کردیم .حالا با اومدن یکی دیگه از بچه ها 3 تا موسوی بودیم........... &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 18 Jun 2009 22:40:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mellateazad&amp;postid=1902</comments>
<dc:creator>mellateazad</dc:creator>
<guid>http://mellateazad.blogfa.com/post-1902.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mellateazad.blogfa.com/post-1901.aspx</link>
<description>&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفتم مگه چی میگه؟برگشت گفت :حرفهای احمدی نزاد رو که تو این 4 سال گفته جمع کردن توش .پرسیدم مثلا چی میگه؟جواب داد تو یه تیکه اش میگه مردم خیالشون راحت باشه نفت از 140 دلار پایین تر نمی آد!!!!!!!پرسیدم جریان هاله نور هم توش هست گفت آره.گفتم پس سی دی جالبی بیار ببینمش.قبول کرد.از گشنگی صدای بچه ها داشت در میومد.نزدیکای 2 عصر بود که غذا آوردند.اول فکر کردیم جوجه است چون معمولا جوجه میدن ولی بعد مشخص شد عدس پلو پادگانی است.بی نمک با سویا!!!! به مکافاتی خوردیمش.همه بچه ها قرقر میکردن و همه 2پرس خوردند.آخه اضافی گرفته بودند.تلویزین هم آمارش اصلا تکون نمی خورد!!!!!!!!!  &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 18 Jun 2009 22:24:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mellateazad&amp;postid=1901</comments>
<dc:creator>mellateazad</dc:creator>
<guid>http://mellateazad.blogfa.com/post-1901.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mellateazad.blogfa.com/post-1900.aspx</link>
<description>
&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرسید شما به کی رای دادی؟خواستم بپیچونمش گفتم به یکی رای دادم دیگه.گفت به موسوی رای دادی ؟.تعجب کردم یعنی قیافم اینقدر تابلو بود؟گفت خودمونیم به موسوی رای ندادی گفتم آره به موسوی رای دادم.خوشحال شد.گفتم ولی بلند نگو بکی رای دادی اینجا همه احمدی هستن.گفت یعنی هیچ کی اون دروغها رو نشنید احمدی تو تلویزیون گفت.خیلی عصبانی بود.به ظاهرش نمی خورد اینقدر سیاسی باشه.ازم پرسید سی دی نود سیاسی رو دیدم .گفتم نه ولی 2 از اون تبلیغاتیای احمدی را دیدم.گفت اونا به درد نمی خوره .این و باید ببینی توش چیا نمی گه!!!!!!!!!!!!!!!!&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 17 Jun 2009 21:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mellateazad&amp;postid=1900</comments>
<dc:creator>mellateazad</dc:creator>
<guid>http://mellateazad.blogfa.com/post-1900.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mellateazad.blogfa.com/post-1899.aspx</link>
<description>
&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیشتر نگفت منم نپرسیدم.دوباره به یکی دیگه زنگ زد و شروع به حرف زدن کرد.وسط حرفاش شنیدم سعید حجاریان و چنتای دیگه رو اسم آورد.کلی تعجب کردم.از سر شب تا الان چه خبرا تو شهر که نبوده؟تلویزیون هم آمار را زده بود گوشه تصویر .اینه دق برا من بود.هی آمار احمدی نزاد خرگوشیو بقیه  لاکپشتی بالا می رفت.اعصابم خرد خرد بود.بیکارم که  بودی اونجا بیشتر اذیت می شدم.یکی نبود بگه آخه بابا کجای دنیا صبح کله سحر اغتشاش درست شده که اینجا درست بشه.تا ساعت 1 عصر همین جوری بود.تا اینکه یکی از بچه ها اومد.یه چند سالی از من کوچکتر بود ولی باهاش سلام علیک داشتم.تا ائمد اول پرسید نتیجه ها همونه؟گفتم آره.گفتش احمی رییس جمهور شد دیگه!!گفتم به کی رای دادی؟گفتش به موسوی خیلی خوشحال شدم.بالاخره یکی از جتس خودم پیدا کردم........................&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 17 Jun 2009 21:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mellateazad&amp;postid=1899</comments>
<dc:creator>mellateazad</dc:creator>
<guid>http://mellateazad.blogfa.com/post-1899.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mellateazad.blogfa.com/post-1898.aspx</link>
<description>&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;`پیش خودم گفتم خدا خیرش بده دیشب به خاطر آشوبهای احتمالی بیدار مونده.بعد از حرف زدن با رفیقش با موبایلش با یه نفر تماس گرفت.یه حاجی نامی بود.چون فاصلش با من نیم متر بیشتر نبود صداشو واضح میشنیدم.وسط حرفاش گفت:آره دیشب 3 تا کله گندشونو دستگیر کرده اند.خلاصه مکالمه اش تمام شد و من منتظر یه سوال ازش.بعد از 2 دقیقه از پرسیدم دیشب خبری بود؟روشو کرد سمتم گفت جلوی وزارت کشور شلوغ بود.گفتم:طرفدارای موسوی یا احمدی نزاد؟گفت هردو........................&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 17 Jun 2009 21:07:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mellateazad&amp;postid=1898</comments>
<dc:creator>mellateazad</dc:creator>
<guid>http://mellateazad.blogfa.com/post-1898.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mellateazad.blogfa.com/post-1897.aspx</link>
<description>
&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;یه 2 ساعتی تو پایگاه الاف بودیم.بعد از 2 ساعت با ماشین یکی از بچه ها رفتیم حوزه.حوزه خیلی شلوغ تر بود.از پایگاههای دیکه هم بودن.رفتیم تو اتاق بحران .دیدم همه بچه ها ولوشدن رو زمین .یه سری خوابه خواب بودن یه سری مشغول تحلیل انتخابات.اینجاهم همه دکتری بودند.بازم اعصابم خرد شد.با بچه ها رفتیم یه گوشه نشستیم .یکی روبه روی من خوابه خواب بود.کنارش یه بیسیم بود.خیلی کم سن و سال بود.بچه ها که بیشتر شدند از شدت سروصدابیدار شد.رفیقش ازش پرسید چرا اینقدر می خوابی؟گفتش از دیشب بیدار بودیم.پیش خودم از رو ظاهرش گفتم باید از بچه های اطلاعات حوزه باشه...........&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 16 Jun 2009 23:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mellateazad&amp;postid=1897</comments>
<dc:creator>mellateazad</dc:creator>
<guid>http://mellateazad.blogfa.com/post-1897.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mellateazad.blogfa.com/post-1896.aspx</link>
<description>&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;پا شدم حاضر شدم.بابام رسوندم.تو پایگاه یه چنتایی بودن.پرسیدم چی شده گفتن شهر قراره شلوغ بشه!!!پیش خودم گفتم واویلا دوباره دردسر.بابا من حوصله و حس دعوا با مردم ندارم.همه تو پایگاه از پیروزی دکترخوشحال بودند.هی آمار کروبی بی نوا رو مسخره می کردند .پیش خودم گفتم مگه اون بد بخت چی کارتون کرده؟ آمار آرا تقریبا ثابت مونده بود.من اعصابم خرد این بچه &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;ها هم هی به مهندس و هواداراش متلک می گفتن.نمی دونم ملت آماراشو باور کردن یا حملش به هاشمی رو.فکر کنم دومی رو............&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 16 Jun 2009 23:01:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mellateazad&amp;postid=1896</comments>
<dc:creator>mellateazad</dc:creator>
<guid>http://mellateazad.blogfa.com/post-1896.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mellateazad.blogfa.com/post-1895.aspx</link>
<description>
&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;ساعت 12 جمعه شب 22 خرداد بود.خواهرم با من تماس گرفت و گفت الجزیره می گه احمدی نزاد پیروز شده.موسوی قبول نکرده.تو تبریز شورش شده.نتونستم باور کنم.خیلی سخت بود.آنلاین شدم رفتم به چند تا سایت سر زدم.یکی کلا توقیف شده بود 2 تای دیکه اخبارشان مشابه بود.خبر درست بود.رفتم سایت فارس.هر 10 دقیق آمار 5 ای 7 تا شهرو میزد.همه جا احمدی نزاد با اختلاف زیاد اول بود .اعصابم اساسی خرد شده بود.چند روز قبل مطمین بودم موسوی و احمدی نزاد می روند مرحله دوم ولی الان یه جوره دیکه بود.هی سایت را ریلود میکردم.تند تند آمار عوض می شد.تا ساعت 1:30 کارم همین بود.تو اون ساعت خبره تشکر ثمره ای اومد بالا.کلی تعجب کردم.مگه ساعت 1.2 شب کسی بیانیه میده.دیگه کم کم شکم داشت یقین میشد.دیروز پریروز خبره شو خودم زده بودم.تا ساعت 3:30 خوابم نبرد.تو اون ساعت فارس خبر زد که دکتر 21 میلیون .شاخ در آوردم.چه طوری؟به زور رفتم خوابیدم.صبح ساعت 6 به من زنگ زدن .آماده باش بودیم .به مکافاتی بلند شدم و به پدرم جریان و گفتم.پرسید انتخابات چی شد.؟گفتم:احمدی 21 میلیون............................&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 16 Jun 2009 22:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mellateazad&amp;postid=1895</comments>
<dc:creator>mellateazad</dc:creator>
<guid>http://mellateazad.blogfa.com/post-1895.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
